مرتضى مطهري

457

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

تشبيه لطيف پيامبران جزئى به مسئله گو و پيامبر كلى به قاعده گو : 10 . پيغمبران سلف حكم مسئله گو را براى مردم داشتند كه جزئى جزئى بايد به مردم بگويد ، مثلًا ماهوت پوشيدن چه حكمى دارد ؟ دكمهء صدف چطور ؟ فاستونى منچستر چطور ؟ اگر مىتوانستند اصل كلى لباس مشكوك را دريابند اينقدر معطل نمىشدند . بسيارى از مسائل رساله ها مكررات است ، به صورت مسائل متعدد است اما در واقع يك مسئله بيش نيست : اگر لباس نجس شسته شود . . . لباس . . باز در باب اگر مكانى معلوم نباشد . . . در باب آب وضو و غسل ، در باب قبله و غيره . همهء اينها حكم شبههء محصوره است در مظاهر مختلف . مثال خوبى از وحدت روح تعليمات انبيا و اختلاف در مظاهر : مهر و ربا : 11 . مثال خوبى هست مسئلهء اينكه مهر ، مزدورى داماد براى پدر عروس باشد كه در قرآن آمده است . به عقيدهء ما روح اين حكم با حكم اصلى مختلف نيست . در آن زمانها پول نبوده و پدر جهيز هم مىداده . پدر از آن راه براى دختر جهيز تهيه مىكرده است . مثل رباست . 12 . شرايع سابقه صورت جزئى شده و تطبيق به زمان داده شده و حكم موقت از حكم كلى استخراج شدهء همين شريعتاند . 13 . دورهء خاتميت دورهء بلوغ و مسئوليت و استقلال بشر است . حتى عذاب اين دوره با دوره هاى پيشين فرق مىكند . ايدئولوژى اسلامى : 14 . ما بايد ببينيم آيا اسلام در اين عصر نيز مىتواند به عنوان يك ايدئولوژى و يك هدف عقيده اى براى بشر امروز عرض اندام كند يا خير ؟ مسلماً بعضى هدفها فقط براى مدت معينى مىتواند هدف باشد و بشر را به حركت آورد ، مثل ملى شدن نفت در كشور ما در چند سال پيش كه به صورت يك هدف عمومى درآمده بود يا استقلال كشمير براى مردم كشمير يا آزادى فلسطين براى اعراب ، ملى شدن صنايع يا تقسيم اراضى براى بعضى احزاب . هدفهاى احزاب يك مملكت همه مربوط است به مشكلات موجود آن ملت كه با رفع آنها خود به خود موضوع منتفى مىشود . اكنون ببينيم آيا اسلام مىتواند در اين عصر به عنوان يك